نوروز
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸۸  

نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت ،سال 87 یکی از تلخ ترین سال های مطبوعات کشور بود. درآخرین روزهای سال به این فکر می کردم که دیگر روزنامه ای برای نوشتن باقی نمانده.

البته اگر قرارباشد تسلیم بشویم وفقط از دولت نهم تعریف وتمجید کنیم دیگر مشکلی نیست اما واقعا باید از چه کاری تعریف کرد.از تورمی که پولدار ها را پولدار ترکرد وطبقه متوسط را به زیر خط فقر کشاند !

باورکنید دلم می خواهد که چیزهایی باشد که با نوشتن از انها به مردم حس زندگی بدهم اما پیداشون نمی کنم.کافی وارد یک بقالی بشوید وبه نرخ روی موادغذایی نگاهی بیندازید آن وقت به من حق می دهید.

حتی مفهوم بسیاری از چیزها در کشور تغییر کرده .خانه که محلی برا ی سکونت وزندگی است درکشورمان به یک بنگاه اقتصادی تبدیل شده و مردم روی این آجرها سرمایه گذاری می کنند چون می دانند که روز بروز گرانتر می شود وبدون این که کاری کرده باشند این چهار دیواری طی یک جهش ممکن است انها را میلیاردر کند.این درحالی است که همه این پول ها سرمایه هایی هستند که باید چرخ های صنایع کشور را به گردش درآورند وبا راه اندازی کارهای تولیدی افراد زیادی را بکار بگیرند.اما تازمانئی که این اقتصاد بیمار به همین شکل پیش می رود امیدی به کار تولیدی نیست.

اختلاف طبقاتی روز بروز افزایش پیدا می کند.انگار همه فراموش کردند که انقلاب برای از بین بردن فاصله طبقاتی بود  نه ازدیادآن.

با همه این ها عیدتان مبارک.شاید با انتخابی آگاهانه تر درانتخابات بعدی بتوان روزنامه ای داشت ودر آن نوشت .اختلاف طبقاتی را کم کرد.شب سال نو با شنیدن خبر فوت یک وبلاگ نویس به استقبال عید نرفت و...


کلمات کلیدی: نوروز