زخم روح
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٧  

سرماخوردگی را همه می بینن.وقتی سردردداری قیافه ات تو هم میره ونمی توانی صحبت کنی بنابراین دیگران مراعاتتو می کنن.اگه هم بیماری جسمی پیشرفته تری داشته باشی که بیستر مورد توجه قرارمی گیری.اما وقتی دلت شکسته و روح ات از یه زخم عمیق رنج می کشه نه کسی اونو میفهمه ونه کسی مراعاتت را می کنه.همه ازت همچنان انتظار دران که شنگول وسرحال باشی.گاهی اوقات اطرافیان من فراموش می کنن که با آهن یا پاره آجر روبه رو نیستن وهرآدمی یه جاهایی کم میاره ومیشکنه اما این مهم است که باز هم بلند می شه وبهم میچسبه وادامه می ده.نورش لرزان است اما اطرافش را روشن می کنه.


کلمات کلیدی: زخم روح ،تنهایی