شب های زندگی ام را با نگاه به تک ستارهای که در قاب پنجره اتاق ام خوش نشسته به صبح می رسانم و او چه صبورانه به حکايت تکراری زندگی رنجورم تا بر امدن صبحی دگر ، گوش فرا می دهد.