|
شهر سیاه پوش است و دلم به اندازه ی همه ی روزهای اندوهگین زندگی ام گرفته .همه ی زندگی روی قفسه ی سینه ام سنگینی می کند و انگار این جسم نحیف من دیگر توان و تحمل این سنگینی را ندارد.گویی به یک بقل دوست برای گریستن نیاز دارم گریستنی صمیمی و بدون خودداری .خدایا آغوشت را بگشا و مرا پناهی ده.
کلمات کلیدی:
|