روزهای خالی
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٧  

تا به حال شده روزتون خالی باشه. خالی از زندگی .خالی ازخنده آزادی بیان ،حداقل حقوق انسانی و...نمی شه روزهای اینجوری را پر کرد.عواقب داره.ان هم عواقب سنگین.اگه به سرت بزنه که پرش کنی خودت را پشت میله با لیاس های گل گلی می بینی.همون لباس هایی که طنز نویس ایرانی ازش کت وشلوار دوخت ویا اونا رفت دادگاه.


کلمات کلیدی: حقوق بشر ،آزادی ،خنده
زخم روح
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٧  

سرماخوردگی را همه می بینن.وقتی سردردداری قیافه ات تو هم میره ونمی توانی صحبت کنی بنابراین دیگران مراعاتتو می کنن.اگه هم بیماری جسمی پیشرفته تری داشته باشی که بیستر مورد توجه قرارمی گیری.اما وقتی دلت شکسته و روح ات از یه زخم عمیق رنج می کشه نه کسی اونو میفهمه ونه کسی مراعاتت را می کنه.همه ازت همچنان انتظار دران که شنگول وسرحال باشی.گاهی اوقات اطرافیان من فراموش می کنن که با آهن یا پاره آجر روبه رو نیستن وهرآدمی یه جاهایی کم میاره ومیشکنه اما این مهم است که باز هم بلند می شه وبهم میچسبه وادامه می ده.نورش لرزان است اما اطرافش را روشن می کنه.


کلمات کلیدی: زخم روح ،تنهایی
به کجا چنین شتابان
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٧  

به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید.

توی این روزها دیگه از این شعرا خبری نیست.نمی دانم آیا نسل های بعدی فرصتی برای زندگی کردن پیدا می کنند وطعم دموکراسی رامی چشند؟

ما که ازکنارش هم عبورنکردیم.راستی دموکراسی چه رنگی است؟سیاه،سفید،سرخ یا زرد.

 


کلمات کلیدی: دموکراسی
فرارترازدوست
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٧  

این ها را برای یک دامپزشک می نویسم.دامپزشکی که فراتر از یک دوسته.کسی که هر روز با 2000 تا گاو ماده سر وکله میزنه وبرای همین وقت دیدن دوستش رانداره.تا به حال به زندگی یک دامپزشک فکر کردین ؟صبح زود از خواب بیدار می شه می زنه به دل جاده از این گاوداری به اون گاوداری. اگه نوبت معدوم سازی مرغ هایی که مبتلا به آنفولانزای مرغی هستن باشه که دیگه نگو،وقت سرخاروندن نداره .برای همین هم سرش راخلوت نگه می داره.شیرین ترین خاطره زندگیش روزی است که گوساله ای را باسزارین سالم به دنیا آورد.روزهایی که میره باشگاه سوارکاری را ازبقیه روزها بیشتر دوست داره ومی گه ،اسب واقعا حیوان دوست داشتنی ونجیبی است.البته این دامپزشک ما خودش خیلی آدم عجیبی است اما خبر نداره.قلب مهربونی داره ،تا ناراحت می شه لپ هاش گل می اندازه.هیچ وقت ابروهاش تو هم نمیره انگار اخم کردن توی صورتش جایی نداره.وقتی چند روز نمی بینمش دلم حسابی براش تنگ می شه.

 


کلمات کلیدی:
دنیای وارونه
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٧  

تا به حال گذرتون به دنیای وارونه افتاد؟ جایی که مسافر ها راننده تاکسی هار رابه مقصدشون می رسونن.کارمنداجاری رییس تصمیم میگیرن.بچه ها برای با با ومامان برنامه ریزی می کنن.

روزنامه نگارابدون مزد می نویسن.گداها میلیونرن.نمونه خوان ها توی روزنامه تیتر عوض می کنن.قاضی برای شاکی احضاریه صادر می کنه.ذخیره ارزی خالی می شه.اسکناس جای پول خرد را می گیره.دکترا برج می سازن.برج سازا دکترا می گیرن.وزیر تقلب می کنه.متقلب ها وزیر می شن.هواپیما دیرترازاتوبوس می رسه. قیمت قبر گران تراز خونه می شه.لبنیات پاستوریزه تب مالت می آره.


کلمات کلیدی: دنیای وارونه
گذر از بحران دولت نهم
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ،۱۳۸٧  

حتما دولت نهمی ها از این عنوان خوش شون نمی آد.اما باور کنید طی ١٢ سال کارروزنامه نگاری به اندازه این سه سال ونیم بهم سخت نگذشته بود. حالا خوبه که من سیاسی نمی نویسم وکارم در حوزه گردشگری است و تاب انتقا دهای منو نداشتن.چند وقت قبل برای نوشتن یه مطلبی رفتم سراغ مجله زمان ،مطلبی که در سال ٧٩ نوشته بودم را یه بار دیگه خوندم وتازه فهمیدم که واقعا درآن دوره مسئولان مملکت تحمل شان زیاد بود.اصلا حذف خبرنگار از حوزه گردشگری معنی نداشت.البته الان هم با ایرن روش راه به جایی نمی برند.چون نیازی به این که درسفرهای سازمانی حضور پیدا کنم تا بنویسم ندارم. در ان زمان امکان دسترسی به اطلاعات وآمار خیلی راحت بود و هیچ وقت با دربسته اتاق مدیرای این بخش روبه رو نبودم.اما حالا حتی مدیر های جز را نی شه دید چون همه از موقعیت شون می ترسن.چند روز قبل با دوستی در این مورد حرف می زدم وگفت ،ما روزنامه نگارها باید صبور کنیم تا از بحران دولت نهم بتونیم عبور کنیم.نظر شما چیه؟


کلمات کلیدی: گردشگری ،دولت نهم ،بحران