ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٥  

امروز يکشنبه است ،با دلهره از خواب بيدار شدم فلحظهای تامل کردم و بعد با خود گفتم ،من از نو شروع می کنم .خودم را هر چه بيشتر اصلاح می کنم چون همه چند صباحی ميهمان هستند اما خودم هميشه با خودم ميمانم پس برای زيستن با خود بهتر خودم را اصلاح می کنم.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٥  

بايد امشب بروم چمدانی را که به اندازه پيراهن تنهايی من جا دارد بردارم.بايد امشب بروم.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٥  

دير آمدی ، صبح شده است.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٥  

حياط خانه مان پر از درخت گيلاس بود اما تو دوست داشتی از شاخه هايی که از خانه همسايه به حريم خانه امان سرک کشيده بود گيلاس بچينی.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥  

دلم گواهی می داد که نمی مانی ،هر بار که با قاطعيت می گفتی هميشه دوستم خواهی ماند ،دلم گواهی می داد که نمی مانی.

                                                                         برای *ک...م...ن*


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥  

دوست من خدا حافظی ام سلامی دوباره بود به روشن تر کردن تصوير روز های خوب با هم بودن ،با سلامی ديگر ان را تيره نکن.

                                                                     برای *  ک ...م .... ن *


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥  

دلم برای نوشتن تنگ است.دلم برای خالصانه دوست داشته شدن تنگ است و هر چه در زيرترين لايه های دل انکه لاف دوستی ميزد گشتم  محبت بی چشم داشتی نديدم.


کلمات کلیدی: