صدای گم شده
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٥  

تا به حال به انعکاس صدای گم شده اتان گوش دادید؟هر انسانی در جستجوی یک صدای گم شده در درونش است و هر صدایی یک انعکاس دارد .انعکاس صدای شما کدام است! من این روزها زمزمه هایی می شنوم که خبر از نجوای انعکاس صدای گم شده ام می دهد.صدایی که می تواند فریاد سال ها سکوت در گلو یم باشد.


کلمات کلیدی:
نا شناس
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥  
نمي شناسمت ،بي آن كه بخوانمت آمدي ،بي هيچ تعارفي بر دل نشستي ،اسارتم را كه دريافتي بي هيچ پرسشي رفتي.
کلمات کلیدی:
برای دبلرک
ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٥  

اگر عاشق یک نفر باشید ،عشق شما غنی نیست .اگر به دو نفر عشق بورزید عشق شما دو برابر غنی است .اگر عاشق خیلی ها باشید ،یا عاشق کل بشر ،یا حتی حیوانات و حتی درختانی را که متعلق به جهان گیاهی هستند دوست بدارید بدین طریق عشق شما گسترش پیدا می کند ،به همان اندازه که خود شما گسترش پیدا می کنید .همان قدر که عشق شما گسترش پیدا می کند خود شما هم گسترش پیدا می کنید .این در اصل گسترش ضمیر است .عشق داروی کیمیایی گسترش وجود است که به شما حس واقعی گسترش را ارزانی می دارد.

                                                                                                               ؛ از بودا؛


کلمات کلیدی:
قهر
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٥  

نگه به سوی من چه می کنی ؟

چو در بر رقیب من نشسته ای

به حیرتم که بعد از آن فریب ها

تو هم پی فریب من نشسته ای

به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا

که جام خود به جام دیگری زدی

چو فال حافظ آن میان باز شد

تو فال خود به نام دیگری زدی

برو...برو...بسوی او ،مرا چه غم

تو آفتابی ... او زمین ...من آسمان

بر او بتاب زانکه من نشسته ام

به ناز روی شانه ستارگان

بر او بتاب زانکه گریه می کند

در میان قلب من به حال او

کمان عشق باشد این گذشت ها

دل تو مال من ،تن تو مال او

تو که مرا به پرده ها کشیده ای

چگونه ره نبرده ای به راز من؟

گذشتم از تن تو، زانکه در جهان

 تنی نبود مقصد نیاز من

اگر به سویت این چنین دویده ام

به عشق عاشقم نه بر وصال تو

به ظلمت شبان بی فروغ من

خیال عشق خوشتر از خیال تو

کنون که در کنار او نشسته ای

تو شراب و دولت وصال او !

گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد

تن تو ماندو عشق بی زوال او!

شعر از زن بی پروای شعر پارسی" فروغ فرخزاد"


کلمات کلیدی:
يک بقل دوست
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٥  
شهر سیاه پوش است و دلم به اندازه ی همه ی روزهای اندوهگین زندگی ام گرفته  .همه ی زندگی روی قفسه ی سینه ام سنگینی می کند و انگار این جسم نحیف من دیگر توان و تحمل این سنگینی را ندارد.گویی به یک بقل دوست برای گریستن  نیاز دارم  گریستنی صمیمی و بدون خودداری .خدایا آغوشت را بگشا و مرا پناهی ده.
کلمات کلیدی:
مصاحت نيست
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٥  

من نگویم که به درد دل من گوش کنید

 بهتر آم است که این قصه فراموش کنید

 عاشقان را بگذارید بنالند همه

مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

 خون دل بود نصیبم به سر تربت من

 لاله افشان به طرب می نوش کنید

 بعد  مرگ من سوگ مگیرید که نیرزد به خدا

بهر هر زرد رخی خویش سیه پوش کنید

 خط بطلان به سر نامه ی هستی بکشید

 پاره این لوح سبک پایه مخدوش کنید

 سخن سوختگان طرح جنون می ریزد

عاقلان گفته ی عشاق فراموش کنید

                                                          شعر از معینی کرمانشاهی


کلمات کلیدی:
خدا هست
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥  

چون خدا هست از هیچ چیز نمی هراسم ،او که خلق کرد وامر کرد انسانیت را بر آدمی امر کرد،او که در دشوارترین لحظات مرا تنها رها نکرد ،او که طعم مرگ را بر من چشاند و دوباره زندگی دا د تا فاصله ی کوتاه این دو را در یافته و ریه ها را پر از هوا کنم ."هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت نهفته است" این جمله را وقتی دبیرستان بودیم از کلیله و دمنه برایمان گفتن.

اما تو عشق من ،از خدا گفتی و از رسیدن به او ،حال که به تعالی دستبرد زدی بدان که عشق را معنی دیگری است خارج از وجود و آن را تنها در درون می جویم وبس.

روزی دیگر

این روزها خیابان ها رنگ دیگری گرفته ،مردم حال وهوای غریبی دارند و سعی می کنند از گناه بپرهیزند ،اما نمی دانم چند تن از این سیاه پوشان به خون بهایی که سال هاست در این راه داده می شود اندیشیدند و کدام شان شهامت ایستادن در مقابل ناحق، برای گرفتن حق و تداوم راه، به قیمت جان دادن را دارند به راستی چند تن از ما به دور از لفاظی و با صداقت زندگی می کنیم؟


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥  

بی همه گان به سر شود        بی تو به سر نمی شود

 داغ تو دارد این دلم                  جای دگر نمی شود

                                                                                       ؛مولانا؛

برای عشق

 سن مشکل عشق نیست .زمان نمی تواند بلور اصل را کدر کند مگر انکه تو پیوسته برق انداختن آن را از یاد برده باشی.

عشق یعنی پویش ناب دائمی، به سراغ خستگان روح نمی آید، پس خسته دل مباش.

دوستم گریه کنان می روم پی کارم .دوست داشتن یک طرفه می شود اما به ضرب تهدید نمی شود ، واین آن چیزی است که سلاطین می خواهند :مردم آنها را بپرستند و آنها از مردم بیزارباشند.

عشق یک قطار مسافر بری نیست که اگر تو دیر رسیدی قطار رفته باشد و تو وامانده باشی با چمدان های سنگین ،با تاسف، با قطره چشمی در چشمان حسرت .پویش عشق در خود عشق است نه در گل عطر آگینی که به سینه ی عشق می زنی یا به گردنبند مرواریدی که به گردنش می اندازی .در بی زمانی عشق حرکت، جوهر است و تجزیه نا پذیر از نفس عشق.

عشق تن به فراموشی نمی سپارد مگر یک بار،برای همیشه .جام بلور تنها یک بار می شکند .می توان تکه های شکسته اش را نگه داشت اما شکسته های جام –آن تکه های تیز برنده –دگر جام نیست.

نباید ،نباید،نباید بگذاریم که دوست داشتنی سر سختانه و استوار و با معنی به چیزی صرفا احساسی تبدیل شود .              
کلمات کلیدی:
دوستی
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥  

دوست ها ترکت می کنند وقتی پایه ی دوستی هایت بر مبنای میزان نیازت به آنهاست.تا مادامی که فکر می کنی کی به چه دردی می خورد نا اینکه به طرفش بروی یا نروی در دوستی شکست می خوری.بهتره معیار هایت را کمی عوض کنی و واقع بین باشی .دوستی واقعی است که فقط به خاطر ارزش های وجودی و انسان بین دو نفر شکل بگیرد .آن وقت آنها همیشه هستند و در هر حال به حضور هم افتخار می کنند و مو جب رشد و تعالی یگدیگر می شوند.

بار بارا دی آنجلیس روان شناس درجواب به یکی از مراجعینش که می گفت نامزدم دوست ندارد مرا به دیگران معرفی کند گفت:حال وقتی است که خودت را بیشتر دوست بداری و بدانی که اصلا شایسته نیست کسی با تو چنین رفتاری داشته باشد .رفتاری که در نظر همه ناراحت کننده و غیر عادی ارزیابی می شود . مرد خوش اقبالی که در کنارت قرار می گیرد باید به خود ببالد که تو را در زندگی دارد و افتخار کند و با طیب خاطر و خوشحالی تورا به فامیلش معرفی کند .هر چه زودتر بتوانی از شر چنین کسی راحت شوی ، زودتر فردی به سراغ تو می آید که با  تو با شئون انسانی رفتا ر نماید.


کلمات کلیدی: