ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٤  

در تمام طول روز به انتظار دوستی بودم تا با حضورش گوشه ای از تنهايی ام را بربايد ُاما دريغ و درد از واژگون شدن معنی کلمات در قرن بيست ويکم .هيچ صدايی سکوتم را نشکست .نمی دانم آنان که در اولين پيچ آشنايی ديگری راجای می گذارندچرا با اين همه اشتياق لاف دوستی می زنند .شمايی که در توشه اتان اندک معرفتی برای پرداخت بهائ دوستی نداريد پا پس بکشيد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٤  

در تمام طول روز به انتظار دوستی بودم تا با حضورش گوشه ای از تنهايی ام را بربايد ُاما دريغ و درد از واژگون شدن معنی کلمات در قرن بيست ويکم .هيچ صدايی سکوتم را نشکست .نمی دانم آنان که در اولين پيچ آشنايی ديگری راجای می گذارندچرا با اين همه اشتياق لاف دوستی می زنند .شمايی که در توشه اتان اندک معرفتی برای پرداخت بهائ دوستی نداريد پا پس بکشيد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤  

صدای باران می ايد ،با بارش باران کودکی ام بر سنگفرش خيابان نمايان می شود .روز های خالی از هر قيل وقالی.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٤  

باورم نمی شود ،اين همان صدايی است که بارها وبارها دوستت دارم را در گوشم نجوا می کرد؟؛طلاقت نمی دهم آنقدر بمان تا گيس هايت چون دندان سفيد شود؛ خدای من ،نمی دانم چرا در اين مرحله از زندگی همه روشنفکران به تيرگی افکار تن در می دهند؟


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٦:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤  

شبی ديگر تورا به انتظار می نشينم و به اميد صبح صدايت ،ستاره ها را از آسمان دانه دانه می چينم.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤  

 دوست من ،دسدت را به من بده  وبيا فاصله ها را کوتاه کنيم آنقدر کوتاه که ديگر فاصله ای نباشد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤  

با سرنوشت مبارزه نخواهم کرد بلکه خود را به تمامی به آن می سپارم و با او همراه می شوم و حال که سکونت در کوچه  تنهايی را برايم رقم زدهاست ساکنش می شوم.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤  

شب های زندگی ام را با نگاه به تک ستارهای که در قاب پنجره اتاق ام خوش نشسته به صبح می رسانم و او چه صبورانه به حکايت  تکراری زندگی رنجورم  تا بر امدن صبحی دگر ،  گوش فرا می دهد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤  

 


کلمات کلیدی:
 
ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤  

برای پرداختن بهائ دوستي نمی توان جز در خانه  معرفت درون  دست دراز کرد .


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤  

اينجا دادگاه خانواده است و من در صف؛پايان دوست داشتن را به انتظار نشسته ام .دوست داشتنی مشروط بر يک امضاء .خيلی هم عجيب نيست امضايی که با جوهر سرخ رگ ها در شريان وجود آدمی به چرخش در نيايد تاريخ مصرف هم دارد.


کلمات کلیدی:
 
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٤  

چگونه می توان تورا سپاس نگفت :ای دوست -که چون صاعقه ای در شبی پر هياهو همه تنهايی ام را يکجا ربودی وُدر روزی ديگر آن را وسيع تر از گذشته  در کنج دلم جای نهادی و من پيش از اين ُزيستن در تنهايی را اموخته بودم.

 امشب دلم گرفته است .گويی خط پايانی برای دل گرفته گی ام وجود ندارد؛وقتی دچارش می شوم طعم و بوی چيزی را احساس نمی کنم و اگر نباشد چيزی کم دارم.


کلمات کلیدی: