خفقان
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸۸  

هنوزخفقان است.اینجا هم تلفن ام کنترل است!!

 


کلمات کلیدی:
تحریریه سوت وکور سرمایه
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸۸  

اولین روزی است که درسال 88 اومدم روزنامه سرمایه.از دیدن دوستان قدیمی خیلی خوشحال شدم اما از تحریریه سوت وکور اینجا حسابی دلم گرفت.از ان شور وحال همیشگی خبری نیست.مشکلات اقتصادی برایحتی قلم ها را می خشکاند واین فاجعه است.شاید بهتر اعتراف کنم که دولت نهم درفلج کردن بخشی از مطبوعات کشور وارد بود وکارش را درست انجام داد.به جای انکه فله ای روزنامه ببندد بلایی به سر مطبوعاتی ها آورد که پول چاپ کاغذ نداشته باشند.اکما تاریخ نشان داده که اینطوری نمی ماند .من که فکر می کنم د راین روزها باید جوهر قلمم رابرای روزهایی که در راه است ذخیره کنم.همتونو دوست دارم.


کلمات کلیدی: روزنامه سرمایه
نوروز
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸۸  

نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت ،سال 87 یکی از تلخ ترین سال های مطبوعات کشور بود. درآخرین روزهای سال به این فکر می کردم که دیگر روزنامه ای برای نوشتن باقی نمانده.

البته اگر قرارباشد تسلیم بشویم وفقط از دولت نهم تعریف وتمجید کنیم دیگر مشکلی نیست اما واقعا باید از چه کاری تعریف کرد.از تورمی که پولدار ها را پولدار ترکرد وطبقه متوسط را به زیر خط فقر کشاند !

باورکنید دلم می خواهد که چیزهایی باشد که با نوشتن از انها به مردم حس زندگی بدهم اما پیداشون نمی کنم.کافی وارد یک بقالی بشوید وبه نرخ روی موادغذایی نگاهی بیندازید آن وقت به من حق می دهید.

حتی مفهوم بسیاری از چیزها در کشور تغییر کرده .خانه که محلی برا ی سکونت وزندگی است درکشورمان به یک بنگاه اقتصادی تبدیل شده و مردم روی این آجرها سرمایه گذاری می کنند چون می دانند که روز بروز گرانتر می شود وبدون این که کاری کرده باشند این چهار دیواری طی یک جهش ممکن است انها را میلیاردر کند.این درحالی است که همه این پول ها سرمایه هایی هستند که باید چرخ های صنایع کشور را به گردش درآورند وبا راه اندازی کارهای تولیدی افراد زیادی را بکار بگیرند.اما تازمانئی که این اقتصاد بیمار به همین شکل پیش می رود امیدی به کار تولیدی نیست.

اختلاف طبقاتی روز بروز افزایش پیدا می کند.انگار همه فراموش کردند که انقلاب برای از بین بردن فاصله طبقاتی بود  نه ازدیادآن.

با همه این ها عیدتان مبارک.شاید با انتخابی آگاهانه تر درانتخابات بعدی بتوان روزنامه ای داشت ودر آن نوشت .اختلاف طبقاتی را کم کرد.شب سال نو با شنیدن خبر فوت یک وبلاگ نویس به استقبال عید نرفت و...


کلمات کلیدی: نوروز
عاشورایی دیگر دربین اهل قلم
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٧  

امروز وقتی وارد تحریریه روزنامه شدم اولین خبری که شنیدم ،توقیف روزنامه کارگزاران بود.یه باردیگه تعداد زیادی از همکارانم بیکارشدند.نمی دانم این بار به چه جرمی باز قلم ها باید برزمین گذاشته شود .واقعا خبرنگارهای ایرانی هیچ وقت نمی توانن بگن که الان کار داریم ومی توانیم روی حقوقش حساب کنیم.البته تا جایی که من می دونم خبرنگارهایی که درکارگزاران کا می کردن همه بارها وبارها این فضا را تجربه کردن.اما با این که تجربه تکراری است اما تلخ است وهیچ وقت عادی نمی شه.با این که روزنامه سرمایه هنوز تا این لحظه دارد چاپ می شه اما بچه های اینجا هم امروز حس کارکردن ندارن.به امید روزی که روزنامه نگارهای ایرانی -چپ وراست- همیشه صفحه روزنامه اشان به راه باشد.


کلمات کلیدی: کارگزاران ،عاشورا ،روزنامه
روش های دمده شده
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ دی ،۱۳۸٧  

  

نمی دانم چرا یکی از مسئول های روابط عمومی یک سازمان عریض وطویل هنوز فکر می کند با روش دمده شده حذف خبرنگار دربرنامه ها می تونه کار خودش راپیش ببرد.اما دوست گرامی توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد.بهتر است راه دیگه ای را برای ننوشتن من درحوزه کاری ام انتخاب کنی.با حذف من از سفر های رسانه ای کاری از پیش نمی بری.


کلمات کلیدی: سانسور ،روابط عمومی
شب یلدا
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ،۱۳۸٧  

دیشب درازتری شب سال بود.مردم ریخته بودند توی خیابان .اما بیشتر آنها سرگردان بودند.امسال طولانی ترین شب سال فرصت کشداری برای فرسایش روح بود.تا صبح فرصت داشتی به گرانی ،بدهی هافخفقانی که دران دست وپا میزنی فکرکنی.فضای خانه ها پر ازحرف ازگرانی اناروآجیل وشیرینی و بقیه چیزها بود.قصه هایی که در این شب نقل می شد از بیکاری جوان های خانواده ودرداعتیادبود.شبی کشدار برای تکرارگلایه های ممتد از زندگی دردوران سخت.


کلمات کلیدی: یلدا ،خفقان ،گرانی
 
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ دی ،۱۳۸٧  

کلمات کلیدی:
روزهای خالی
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸٧  

تا به حال شده روزتون خالی باشه. خالی از زندگی .خالی ازخنده آزادی بیان ،حداقل حقوق انسانی و...نمی شه روزهای اینجوری را پر کرد.عواقب داره.ان هم عواقب سنگین.اگه به سرت بزنه که پرش کنی خودت را پشت میله با لیاس های گل گلی می بینی.همون لباس هایی که طنز نویس ایرانی ازش کت وشلوار دوخت ویا اونا رفت دادگاه.


کلمات کلیدی: حقوق بشر ،آزادی ،خنده
زخم روح
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٧  

سرماخوردگی را همه می بینن.وقتی سردردداری قیافه ات تو هم میره ونمی توانی صحبت کنی بنابراین دیگران مراعاتتو می کنن.اگه هم بیماری جسمی پیشرفته تری داشته باشی که بیستر مورد توجه قرارمی گیری.اما وقتی دلت شکسته و روح ات از یه زخم عمیق رنج می کشه نه کسی اونو میفهمه ونه کسی مراعاتت را می کنه.همه ازت همچنان انتظار دران که شنگول وسرحال باشی.گاهی اوقات اطرافیان من فراموش می کنن که با آهن یا پاره آجر روبه رو نیستن وهرآدمی یه جاهایی کم میاره ومیشکنه اما این مهم است که باز هم بلند می شه وبهم میچسبه وادامه می ده.نورش لرزان است اما اطرافش را روشن می کنه.


کلمات کلیدی: زخم روح ،تنهایی
به کجا چنین شتابان
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٧  

به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید.

توی این روزها دیگه از این شعرا خبری نیست.نمی دانم آیا نسل های بعدی فرصتی برای زندگی کردن پیدا می کنند وطعم دموکراسی رامی چشند؟

ما که ازکنارش هم عبورنکردیم.راستی دموکراسی چه رنگی است؟سیاه،سفید،سرخ یا زرد.

 


کلمات کلیدی: دموکراسی